‍‍
کد خبر: ۹۹۶
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۳
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
اندر حکایات سیاسی‌کاری‌ها در دانشگاه باهنر
تا چشم کار می‌کرد پوستر بود و کاغذ! پخش روی زمین و مچاله. بدون هیچ شور سیاسی. فقط این وسط دانشجوست که قربانی می‌شود؛ شاید من یکی از آن‌ها!

سید بصیر/ تمام شد، نه؟ علی آقای مطهری آمد و رفت! سودش برای که بود؟ ضررش چه؟ یک هفته تشنج و سر و صدا در استان و واکنش های متفاوت و مختلف. از واکنشها در سطح استان تا تشکل های دانشجویی. هرچند که بی حاشیه برگزار شد اما آیا کسی به جنبه مضر قضیه هم نگاه می کند؟

سوال اصلی من این است؛ واقعا دانشگاه نیاز به حضور چنین شخصیت سیاسی پرحاشیه‌ای داشت و دارد؟ حضور یک شخصیت سیاسی آن‌هم در روز دانشجو برای بیان مسائل دانشجویی؟! قحط الرجال است از جامعه دانشگاهیان مگر؟ و به چه قیمتی؟ به قیمت امنیتی شدن محیط دانشگاه؟ به قیمت سخت‌گیری‌های عجیب و غریب حراست جهت برقراری نظم و حضور نیروی انتظامی جلوی درب دانشگاه؟ آیا واقعا این به سود دانشجوست؟ حال اصلا یک سوال دیگر؛ کدام مشکل من با حضور علی مطهری حل شد؟ مشکل کمبود کتابخانه دانشگاهم حل شد یا گرانی فیش فراموشی سلفم؟

خواندن حواشی ِ آمدن دکتر مطهری در کنار واکنش هایی که از مسئولین استانی نشان داده میشد، نوید از یک اتفاق عجیب را می‌داد. اتفاقی که با واکنش بدون فکر تشکل‌های دیگر مثل بسیج دانشجویی می‌توانست عاقبت خوبی نداشته باشد اما آقایان باید شاکر دوستانی بسیجی خود باشند که بهترین کار ممکن را انجام دادند! این مراسم انبار باروتی بود که چند دانشجو می توانستند جرقه آن باشند و انفجاری درست کنند که نه به سود خودشان بود، نه دانشگاه، نه استان و نه کشور! به‌راستی چرا اصلا باید فرصت به وجود آمدن چنین انبار باروتی را ایجاد کنیم؟ چقدر از مشکلات منِ دانشجو با آمدن علی مطهری حل شد و می‌شود؟ بیشتر از هیچی؟

گله‌مندم. به عنوان یک دانشجوی علوم سیاسی. که می‌بینم فضای دانشگاه من دو قطبی می‌شود. که می‌بینم محیط دانشگاه من محل تنش‌های بی‌فایده می‌شود. که می‌بینم سطح دانشگاه من محل سیاسی‌کاری دوستان می‌شود! که می‌بینم ما‌ می‌شویم بازیچه سیاسی‌کاری افراد و یک عده دانشجوی دیگر، سطح مشارکت سیاسی خود را کف و دست و سوت می‌بینند و به همین خوشحالند! به کدام سو چنین شتابان؟

واقعا بس نیست؟ بس نیست این سیاسی‌کاری؟ به خدا قسم رسالت دانشگاه باهنر این کارها نیست! من می‌شنوم از اساتید که می‌خواهند بروند و سطح علمی اینجا را چیزی در حد فاجعه می‌دانند. نمی‌خواهم وارد بحث بشوم، اما من به عنوان یک دانشجو، کوچک‌ترین عضو جامعه دانشگاهی، حس می‌کنم که لطمه می‌زند، لطمه می‌زند این سیاسی‌کاری‌ها به فعالیت علمی دانشجو. من این را می‌بینم، می‌شنوم و با گوشت و پوستم حس می‌کنم. واقعا بس نیست؟ یا نکند شروعش این است؟ انتخابات پیش روست و... پناه می‌برم به خدا از شر سیاسی‌کاری‌های بی‌فایده‌ی‌ جناح گرایانه!

سخن بسیار اما گوش شنوا کم. کوتاه می‌کنم عریضه را. هرچند که شقشقیه‌ای بود که برآمد و رفع شد. و العاقبه اللمتقین...

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: