‍‍
کد خبر: ۵۹۴
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۷
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
بزرگ‌سالانی که از بلاتکلیفی و ظاهر سرد جامعه به ستوه آمده‌اند، مستعد عضوگیری‌های جدید برای شیادان هستند. زیرا، فرقه‌ها راه حل‌های فوری، ساده و متمرکز در برابر مشکلات زندگی ارائه می‌دهند
نقطه نیوز - به رغم اینکه گفته می‌شود مردم معمولی جذب فرقه‌ها نمی‌شوند، تحقیقات نشان داده است که اکثر جذب شده‌ها به فرقه‌ها اعم از نوجوان و بزرگسال، از طبقه متوسط، نسبتاً تحصیل‌کرده، و بدون مشکل جدی تا قبل از جذب شدن به فرقه‌ها، بوده‌اند. دو سوم کسانی که به فرقه پیوسته‌اند، از خانواده‌هایی با روابط معمولی بوده‌اند و زمانی که به عضویت فرقه درآمده‌اند، رفتاری متناسب با سن‌شان داشته‌اند. در یک سوم باقیمانده، تنها پنج تا شش درصد دارای مشکلات روحی جدی تا قبل از پیوستن به فرقه بوده و افسردگی داشته‌اند، آن‌هم بدلیل فشار روحی ناشی از مرگ ناگهانی یکی از افراد خانواده، بازماندن از ورود به دانشگاه یا برنامه آموزشی دلخواه، شکست در عشق، و یا بحرانهای جنسی و شغلی.

وقتی راجع به فرقه‌ها می‌شنویم، بلافاصله تلاش می‌کنیم خودمان را از چنین افرادی جدا کنیم. زمانی که در خصوص اعمال نفوذ روانی در گروه‌ها می‌شنویم، اصرار داریم که بگوییم هیچ کس نمی‌تواند مرا وادار به انجام چنین کارهایی بکند. سایر افراد ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرند، "ولی من، نه!". هرچند همه ما می‌دانیم که ذهن بشر نفوذ پذیر است، ولی مغرورانه مدعی می‌شویم که تنها افراد دیوانه، احمق و نیازمند، به فرقه‌ها می‌پیوندند. هیچ کس نمی تواند مرا وادار کند خودکشی کنم، بچه‌هایم را کتک بزنم یا همسرم را به سرکرده فرقه تقدیم نمایم.

زمینه‌های خاص خانوادگی می‌تواند افراد جوان را بیشتر از دیگران در برابر جذب به فرقه، آسیب پذیر کند. فرزندان خانواده‌هایی که بطور مستمر تشویق می‌شوند که ماجراجو، پرجوش و خروش، و یا نظم شکن باشند، بیشتر مستعد جذب به فرقه‌ها هستند. همچنین، والدینی که به فرزندان خود فشار زیادی می‌آورند، تا بسرعت رشد کرده، بزرگ شوند و از طرف دیگر به هیچ وجه به این افراد جوان که با تصمیم گیری‌های متعددی روبه رو هستند، کمک نمی‌کنند، مستعد جذب به فرقه‌ها هستند. زیرا، بچه‌ها احساس می‌کنند از یک طرف به حال خود رها شده‌اند و از طرف دیگر فاقد اعتماد بنفس و قدرت لازم برای تصمیم گیری هستند. آن‌ها در حالی که احساس تنهایی می‌کردند و نیازمند یافتن یک راه حل ساده برای رسیدن به زندگی‌شان بودند، خودشان را در دام گروهی یافتند که راه‌های ساده و تضمین شده‌ای را پیشنهاد می‌کردند، پس براحتی جذب فرقه شدند. بزرگ‌سالانی که از بلاتکلیفی و ظاهر سرد جامعه به ستوه آمده‌اند، مستعد عضوگیری‌های جدید برای شیادان هستند. زیرا، فرقه‌ها راه حل‌های فوری، ساده و متمرکز در برابر مشکلات زندگی ارائه می‌دهند.

خشونت بی‌منطق، بی‌خانمانی، فقدان معنویت، وضعیت همه گیر‌، عدم احترام به بزرگتر، آمار بالای بیکاری و درآمد زیر خط فقر، ناامنی و غیرثابت بودن بازار کار، عدم وجود ارتباطات خانوادگی، نقش تحکم آمیز متولیان مذاهب بر حق، فقدان منطق حاکم بر برخوردهای اجتماعی از عواملی هستند که افراد را مستعد گرایش به سمت فرقه‌ها می‌کنند. فرقه‌ها بر افراد تازه وارد نام‌هایی با عناوین "بچه"، "تازه وارد"، "عضو آزمایشی"، "بچه طلایی معنوی"، "فرد با معرفت پایین" و غیره می‌گذارند. اینجاست که فرد تازه وارد باید مانند یک بچه اعتماد و ایمان داشته باشد و ذهن خود را تسلیم نماید.

چرا افراد به فرقه‌ها می‌پیوندند؟

افسردگی و قرار داشتن در میان درگیری‌های مهم، فرد را در برابر عضوگیری فرقه آسیب پذیر می‌کنند. در شرایط خاص افراد برای مجاب شدن آمادگی بیشتری دارند و هر پیشنهادی را بدون فکر کردن نسبت به اینکه ممکن است موضوعی پشت پرده باشد، می‌پذیرند. برخی فرقه‌ها به تبلیغ رسانه‌ای روی می‌آورند و با تبلیغات جذاب و گول زننده، به همراه روش عضوگیری فرد به فرد، افراد را جذب می‌کنند. فرقه‌های بزرگ، دستورالعمل‌های تعلیمی برای مبلغین و عضوگیرهای خود دارند و به آن‌ها می‌آموزند که کجا و چطور به افراد مورد نظر خود نزدیک شوند.

بعضی گروه‌ها طی برنامه‌های مستمر از اعضا پول می‌گیرند و بنابراین افراد شاغل با درآمد خوب را هدف قرار داده و مثلا آن‌ها را با فروش دوره‌های آموزشی به خود وصل می‌کنند. آن‌گاه به مرور برنامه‌های آموزشی را به آن‌ها گرانتر می‌فروشند. دوره‌هایی که جهت کشاندن مردم به داخل فرقه‌ها استفاده می‌شوند، شامل: چگونه ارتباط برقرار کنید، چگونه بطور علمی تنش را در زندگی خود کاهش دهید، چگونه دفتر کار را اداره کنید و یک میلیونر شوید، چگونه زندگی‌تان را کنترل کنید، چگونه یک مربی ورزش‌های رزمی شوید، چگونه برای همیشه زنده بمانید، چگونه به رستگاری کامل برسید و جهان را اداره کنید، و غیره.

در این دوره‌ها، کلمات طوری بکار گرفته می‌شوند که انگار گروه صرفا برای نفع شما بوجود آمده است. اعضای سابق فرقه‌ها افشا می‌کنند که آن‌ها به دنبال همدم بوده‌اند و یا سعی داشته‌اند کاری مفید برای خودشان و بشریت انجام دهند. آن‌ها می‌گویند که به دنبال فرقه معینی که به آن بپیوندند، نبوده‌اند و علاقه‌ای نداشتند که تمام عمر متعلق به آن‌ها باشند‌، بلکه فریب خورده‌اند و تحت فشار قرار گرفته‌اند.

ذهن افرادی که از فرقه باز می‌گردند با مفهوم "دنیای عدالت" در گیر است. مفهوم دنیای عدالت به این معنی است که اگر فرد قوانین اجتماع را اطاعت کند‌، هرگز اتفاق بدی برایش نخواهد افتاد. قانون شکنان مجازات خواهند شد. این مجازات به صورت بدشانسی آوردن‌، بلای طبیعی‌، بیماری و از دست دادن چیزهای مورد علاقه اتفاق می‌افتد. بنابراین قربانیان فرقه‌ها بنا به هر اتفاقی خودشان را سرزنش می‌کنند.

وقتی فردی جذب فرقه‌ای می‌شود، قضاوت جامعه این خواهد بود که خودش ایرادی داشته است و علاوه بر خودش، خانواده و بستگانش نیز سرزنش می‌شوند، زیرا آن‌ها را هم به نوعی مقصر می‌دانند، زیرا فرزندشان به فرقه پیوسته است.
واقعیت این است که افرادی که جذب فرقه می‌شوند، یک نوع قربانی هستند. قربانیانی که بر روی آنها "مغزشویی" انجام شده و به آن‌ها وابستگی فرقه‌ای تحمیل شده است. بنابراین، باید برنامه‌های آگاهی بخش به جامعه ارائه شود و برای پیشگیری از فریب افراد توسط فرقه‌ها، ابعاد عضوگیری فرقه‌ها را برملا کرده و بیان شود که چگونه فرقه‌ها با روش‌های فریبکارانه و غیر اخلاقی اعضا را به سمت خود جذب می‌کنند و آن‌ها را با القا حس گناه در فرقه نگاه می‌دارند. زمانی که فردی عضو فرقه‌ای می‌شود، سال‌ها طول خواهد کشید تا از آن بیرون بیاید و نیاز طولانی مدت، به درمان و مشاوره برای جبران ضایعاتی که در این دوران متحمل شده است، دارد.

ادامه دارد...


مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: