‍‍
کد خبر: ۵۵۱
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۴
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
سیاست "قلاب عشوه‌گری"، سیاستی که با آن رهبران گروه، زنان پیرو خود را به‌صورت زنان خیابانی به بیرون می‌فرستادند، تا مردان را اغوا و شکار کنند و به درون اجتماعات فرقه بکشانند تا آن‌ها را جذب فرقه کنند. این موضوع یکی از شگردهای جذب نیرو در بهائیت می‌باشد
نقطه نیوز - اهمیت بررسی چیستی، ماهیت، چگونگی تشکیل و نحوه‌ی عضوگیری فرقه‌ها وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم محل زندگی ما پُر شده از اعضا، هوادارن و فعالین فرقی مثل فرقه ضاله بهائیت، دروایش، شیخیه (مشایخ)، انجمن حجتیه، اسماعیلیه، یا فرقه‌های نوظهور وارداتی مثل: فرقه ریکی، اکنکار، یکتاپرست، عرفان حلقه(شبکه شعور کیهانی) شاخه‌های غیر ورزشی یوگ، که جز به ضلالت، راهی نمی‌برند.

نقطه‌نیوز بنا به رسالت خود در خصوص تنویر افکار نسبت به این انحراف، سلسله مطالبی را تحت عنوان «فرقه شناسی» به مخاطبان خود ارائه خواهد داد. این مطالب که حاصل تحقیقات گسترده و پژوهش‌های اختصاصی بسیار زیاد می‌باشند، به خوبی می‌توانند پاسخ‌گوی هرگونه سوالی در رابطه با موضوع فرقه و حواشی آن باشند.

خصوصیات فرقه

فرقه، از نظر خودش بیانگر سازمانی پویاست. افراد فرقه راه مخصوصی را طی می‌کنند، که این مسیر با گذشت زمان تغییر می‌کند. فرقه‌ها به خاطر فعالیت‌های پنهانی که انجام می‌دهند، با یک سازمان حقیقی تفاوت دارند. برای بیان دقیق‌تر رویه‌هایی که در یک فرقه در حال جریان است، از عبارت "روابط فرقه‌ای" استفاده می‌شود. در این‌جا یک فرد آگاهانه افراد دیگر را وادار می‌کند، تا به‌طور تقریبا کامل در همه تصمیمات مهم زندگی‌اش به او وابسته باشد. وی به افراد القا می‌کند که دارای استعداد، نبوغ یا دانش ویژه‌ای است.

یک فرقه از نظر ساختاری از موسس گروه (رهبر یا رهبران)، ساختار قدرت (روابط بین رهبر و پیروان) و مغزشویی (برنامه‌های مجاب سازی افراد)، تشکیل شده است. این ساختار، صرفا شامل گروه‌های مذهبی نیست، بلکه هر گروهی فارغ از سیستم اعتقادی‌اش که دارای این سه مشخصه باشد، فرقه است.

در فرقه، یک فرد در بالای ساختار قرار می‌گیرد و تصمیم‌گیری از اختیارات تام اوست( برخی زنان نیز موسس فرقه می‌شوند، ولی اغلب موسسان فرقه‌ها مرد هستند). مسئولان فرقه‌ها، خود انتصابی و مجاب‌گر می‌باشند. آنان ادعا می‌کنند، دارای ماموریتی خاص در زندگی هستند و یا دانش ویژه‌ای دارند. مثلا برخی از آن‌ها ادعا می‌کنند، راه‌های باستانی رسیدن به نور رستگاری یا درمان بیماری‌ها را کشف کرده‌اند. همین طور تعدادی ادعا می‌کنند، می‌توانند پیروان خود را به سطوح جدیدی از آگاهی، موفقیت یا قدرت شخصی یا سیاسی برسانند. این رهبران تمایل به اعمال اراده شخصی دارند و سلطه‌جو می‌باشند. آنان پیروان خود را وادار می‌کنند تا خانواده، شغل، سابقه کاری و دوستان خود را به‌خاطر پیروی از آن‌ها رها کنند. آنان به‌صورت پنهانی یا آشکار، دارایی، پول و زندگی پیروان خود را تحت کنترل خود می‌گیرند. این رهبران، خود را شایسته تکریم و ستایش می‌دانند. آنان مفهوم عشق، فداکاری و وفاداری را نسبت به خود تعریف می‌کنند. در بسیاری از فرقه‌ها، همسران را وادار به جدا شدن از یک‌دیگر و والدین را وادار به ترک فرزندان‌شان، تحت عنوان "آزمایش سرسپاری به رهبر فرقه " (در فرقه‌های مذهبی به‌عنوان آزمایش الهی)، می‌کنند. آنان به اعضای خود دیکته می‌کنند که چه بنوشند، چه بخورند، کجا و کی کار کنند، به چه اعتقاد داشته باشند، چگونه فکر کنند و چه بگویند.

فرقه‌ها از اعضای خود می‌خواهند تا روش زندگی‌شان را تغییر دهند. آنان اعضای جدید را تحت فشار قرار می‌دهند تا خانواده، دوستان و حتی شغل خود را برای خدمت به اهداف اساسی فرقه و گروه، ترک کنند. به این سیاست "ایزوله کردن" می گویند. فرقه، اغلب با جدا کردن عضو جدید از خانواده، دوستان و در مجموع از گذشته‌اش، او را تحت کنترل خود درآورده و به نوعی وابستگی اجباری نسبت به فرقه در وی به‌وجود می‌آورند. تمامی فرقه‌ها ادعا می‌کنند که اعضای آن‌ها برگزیده، انتخاب شده و یا خاص هستند و غیر عضو‌ها موجودات پایین‌تری به حساب آورده می‌شوند. فرقه‌ها سیستم اخلاقی دو گانه‌ای دارند. از اعضا خواسته می‌شود که درون گروه راست‌گو باشند و همه چیز را در برابر رهبر اعتراف کنند، در مقابل؛ همین اعضا تشویق و توجیه می‌شوند تا غیر عضو‌ها را گول زده و از آن‌ها سوء استفاده کنند.

فرقه‌ها همه شبیه هم نیستند

فرقه‌ها بر اساس درجات متفاوت از اعمال نفوذ بر اعضا، (در حد افراط)، متفاوت هستند. فرقه‌ها به اشکال "درون‌گرا" و "برون‌گرا" وجود دارند. معمولاً اعضایی که در حاشیه فرقه قرار دارند، از محتوا و تعهدات مدارج بعدی عضویت آگاه نیستند. آنان عموماً آگاهی کمی از اهداف واقعی گروه یا میزان قدرت سرکرده فرقه دارند. قواعد، محدودیت‌ها و اهداف درون یک گروه سال به سال یا مکان تا مکان، بسته به فشارهای خارجی، رهبری محلی و هوس‌های رهبر)سرکرده(، فرق می‌کند.

میزان کنترل بر رفتار اعضا و آشکار بودن این کنترل‌ها، بین فرقه‌ها متفاوت است. در یک فرقه تمامی جزییات زندگی اعضا تحت نظارت گروه قرار می‌گیرد. برای مثال در پوشش، رژیم غذایی و ازدواج، اجبارهای خاصی برای اعضا اعمال می‌شود.

در برخی فرقه‌ها اعضا معمولاً با هم در مراکز یا در مکان‌های مشخص شده در اطراف کشور یا خارج از کشور زندگی کرده، و برای موسسات متعلق به فرقه کار می‌کنند. به هر حال امکان دارد که تعدادی از اعضای فرقه برای کسب درآمد در بیرون از فرقه نیز، فعالیت کنند، ولی تمام این فعالیت‌ها بایستی تحت کنترل قواعد فرقه‌ای حاکم بر زندگی شخصی باشد. به‌عنوان مثال با چه افرادی در تماس هستند، پولی را که در می‌آورند چه می‌کنند؟ آیا بچه‌هایشان را خودشان بزرگ می‌کنند؟ کجا زندگی می‌کنند؟

فرقه‌ها اساساً دو هدف دارند: جذب اعضای جدید و جمع آوری پول. یک فرقه ممکن است ادعا کند که بهبود وضعیت جامعه را مد نظر دارد، ولی در واقع این یک ادعا بیش نیست و در نهایت تمام امکانات موجود در خدمت فرقه به‌کار گرفته می‌شوند. فرقه‌ها مورد انتقاد شدید جامعه و دولت هستند، زیرا آنان افراد را آشکارا استثمار می‌کنند و به آن‌ها ستم فراوان روا می‌دارند. آنان با اعمال رفتار فریب‌کارانه، غیر اخلاقی و غیر قانونی به جامعه آسیب می‌رسانند.

فرقه‌ها در ساختار خودکامه هستند. رهبر، تنها و آخرین حاکم بر تمامی مسائل است. ( البته به‌کاربردن واژه رهبر برای مسئولان فرقه‌ها درست نیست بهتر است بگوئیم سرکرده ). فرقه‌ها در ظاهر نو‌آور و منحصر به‌فرد هستند. آن‌ها ادعا می‌کنند سنت شکنی کرده‌اند. فعالیت شدید فرقه‌ها برای عضو‌گیری در اواخر دهه شصت میلادی توجه عمومی را به خود جلب کرد. مردم با دیدن تراژدی خودکشی جمعی فرقه "جونز تاون" در سال 1978، شگفت زده شدند، که چگونه فردی می‌تواند چنین کنترل مطلقی بر اعضا داشته باشد، به نحوی که پیروانش نوشیدنی حاوی سیانور را به فرمان او سر بکشند. مردم در جراید در خصوص سرکرده فرقه خواندند که از پیروانش خواست شریک زندگی خود را عوض کنند، سپس به عقیم‌سازی تن بدهند. آنان سیاست "قلاب عشوه‌گری" را شناختند، سیاستی که با آن رهبران گروه، زنان پیرو خود را به‌صورت زنان خیابانی به بیرون می‌فرستادند، تا مردان را اغوا و شکار کنند و به درون اجتماعات فرقه بکشانند تا آن‌ها را جذب فرقه کنند. این موضوع یکی از شگردهای جذب نیرو در بهائیت می‌باشد.

در هر صورت شرایط عضویت فرقه‌ها دشوار است. برخی فرقه‌ها وظایف اعضایشان را خیلی مهم نشان می‌دهند، تا بزرگ‌تر از آن‌چه که هستند، جلوه کنند. آن‌ها در خصوص پیروان‌شان پنهان‌کاری می‌کنند و اطلاعات ناچیزی را بروز می‌دهند. فرقه‌ها رفتار اعضایشان را کنترل می‌کنند و از آنان انتظار دارند تا وقت، انرژی و پول یا سایر منابع خود را فدای هدف معین شده گروه بنمایند، تا این فداکاری سبب رسیدن به رستگاری برایشان بشود.

انواع فرقه

با توجه به این‌که بسیاری از فرقه‌های شناخته شده در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 میلادی فرقه‌های مذهبی بودند، برخی مردم به اشتباه فکر می‌کنند که تمامی فرقه‌ها مذهبی هستند. یک فرقه می‌تواند حول هر محتوایی شکل گرفته باشد: سیاست، مذهب، بازرگانی، فنون خود اشتغالی، روش‌های حفظ سلامتی، مطالب رمان‌های علمی، روان‌شناسی، پدیده‌های فضایی، مدیتاسیون(تعمق روحی)، ورزش‌های رزمی، روش‌های زندگی مربوط به محیط زیست، و غیره.

امروزه فرقه‌های غیر مذهبی، رشد سریعی دارند و با فرقه‌های مذهبی، برای عضوگیری رقابت می‌کنند. این فرقه‌ها همان‌هایی هستند که حول تفکرات عصر جدید و تعالیم ارتقای شخصیتی، روش‌های زندگی یا برنامه‌های رفاهی متمرکز شده‌اند. گروهی از این فرقه‌ها این طور القا می‌کنند که راه آن‌ها تنها راه بودن، فکر کردن، یا زندگی کردن است، مانند: فرقه‌های "بنیاد" و "مجلس". برخی دیگر از گروه‌ها، مقولات خانوادگی را مد نظر قرار می‌دهند، مانند: "خانواده عشق"، "خانواده جاویدان" و "خانواده مسیح". همچنین عنوان خواهر یا برادر نیز در فرقه‌های خانوادگی، به‌کار برده می‌شود، مانند: "اخوان سفید کبیر". بسیاری از گروه‌ها به‌سادگی به عنوان کلیسا یا معبد معرفی شده‌اند، مانند: "کلیسای آرماگدون". گروه‌های روان درمانی نام‌هایی نظیر: "مرکز احساس درمانی"، "پیروان قطبیت زنده"، "مرکزیت مستقیم" و "کنترل ذهنی سیلوا" دارند. این نوع فهرست‌بندی می‌تواند هم‌چنان ادامه یابد، که نشان دهنده تعداد بی‌شمار فرقه‌ها در اطراف ماست.

در فرقه‌ها، مذهب، سیاست، یا اقتصاد، ابزاری برای خدمت به تمایلات، هوس‌ها و برنامه‌های پنهان سرکرده گروه می‌باشند. ایدئولوژی در فرقه‌ها، شمشیری دو لبه است. چسبی است که اعضای گروه را به هم وصل می‌کند و ابزاری است که توسط سرکرده برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌شود. برای فهم فرقه‌ها باید "ساختار و عمل‌کرد" آن‌ها و "نه اعتقادت‌شان" را مطالعه کرد.

چرا که، سوء‌استفاده کننده‌های ماهر برای تمکین پیروان‌شان روش بازسازی فکری به کار می‌برند، و این همان چیزی است که ماهیت فرقه‌ها را آسیب‌رسان می‌سازد.

هر فرقه‌ای جاذبه‌ها و شیوه‌های خاص خودش را برای جذب افراد جدید دارد. افراد معمولاً از هدف واقعی فرقه تا مدت طولانی بعد از جا افتادن در گروه مطلع نمی‌شوند. با این حال برخی محققین که عموماً اساتید دانشگاه هستند، افسانه‌ای بنام "افسانه جویندگان" مطرح می‌کنند و معنی آن این است که افراد خود در جستجوی فرقه‌ها هستند. توجیه‌گران فرقه بر روی این پندار سرمایه‌گذاری کرده، ادعا می‌کنند که مردم خودشان به دنبال گروه معینی رفته و به آن می‌پیوندند. اما واقعیت آن است که پیوستن یک فرد به یک فرقه، در نتیجه یک روند اتفاق می‌افتد و آن را یک فرد عضو‌گیر به جریان می‌اندازد. عضوگیرها یا مبلغین فرقه برای جذب افراد تحت آموزش‌های خاصی قرار گرفته‌اند. عمل‌کرد فرقه‌ها روشن می‌سازد، که فرد عضو‌گیر با تبلیغ و معاشرت، عضو جدید را برای زندگی با شرایط گروه آماده می‌کند. افراد جذب شده در بدو ورود نمی‌دانند به کجا می‌روند و فرد عضو‌گیر شرایط گروه را از ابتدا آشکار نمی‌کند. حال این سوال مطرح است که چگونه افراد جذب شده می‌توانند جوینده عاقبت معینی باشند، وقتی که در خصوص طرح نهایی و محتوای گروهی که به آن می‌پیوندند، نا آگاه هستند.

ادامه دارد...


مطالب مرتبط
ارسال نظر
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۱
یک وکیل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۴
0
0
مطالب مرتبط عالی بودن. خیلی خوبه که آرشیوی از مطالب رو در اختیار بذارید
نام:
ایمیل:
* نظر: