‍‍
کد خبر: ۲۳۰
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۰
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
در ایران امروز، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، لنگر ثبات دموکراسی است
انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری با پیروزی دکتر حسن روحانی به پایان رسید. همگان و از جمله کاندیدای پیروز اشعار دارند که پیروز واقعی این انتخابات، ملت ایران هستند که امیدوارانه، به نخبگان سیاسی برای بهبود زندگی و تحقق ارزش هایشان، رای دادند. دموکراسی در کشورهای پیشرفته صنعتی، از برخی لوازم که بگذریم، دو ضلع اصلی دارد: «مردم» و «نخبگان» که مقدرات سیاسی را رقم می زنند.

اما دموکراسی در ایران، ضلع سومی دارد و آن، «ولی فقیه» است. در انتخابات اخیر، نقش راهبرنده حضرت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، بی گمان، ستودنی و مثال زدنی است. تحت مدیریت سیاسی ایشان، «حماسه سیاسی» با حضور قریب به ۷۳ درصد از واجدین شرایط شکل گرفت و برگ زرین دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی رقم خورد. در مرام سیاسی آیت الله خامنه ای، دو اصل بنیادین وجود دارد که به ایشان نسبت به دیگر رهبران سیاسی در کلیتِ جهان اسلام، و از جمله در واحد سیاسی خاورمیانه، جایگاهی برجسته و نمونه می بخشد:

یک. نگاهی به کارنامه بیست و پنج ساله مدیریت سیاسی رهبر انقلاب نشان می دهد که یک تمّ واحد در بیان و رفتار ایشان دیده می شود و آن تاکید بر «حضور گسترده و میلیونی مردم» در پای صندوق های رای است. درهمه جا، و از جمله در ایران، ممکن است برخی نخبگانِ درونِ سیستم، برگزاری انتخاباتی با میزان مشارکت کمتر اما از حیث نتیجه کنترلشده تر و مطمئن تر را ترجیح دهند، اما رهبر انقلاب همواره بر «حضور حداکثری» تاکید داشته و تکیه بر نقش «آحاد مردم» در رقم زدن سرنوشت سیاسی کشور، یکی از مهمترین کلید واژه های ایشان است. نتیجه همین نگرش و مدیریت، ارقام خیره کننده میزان مشارکت نظیر ۷۹/۹ (۱۳۷۶)، ۸۵ (۱۳۸۸) و ۷۳ (۱۳۹۲) است. ارقامی که نه تنها در خاورمیانه، بلکه در دموکراسیهای پیشرفته نیز کمیاب و چه بسا نایاب است. فی المثل، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا، میزان مشارکت کمتر از ۵۰ (۲۰۱۲) بوده است. در دوره های پیشین نیز ۵۸/۲۰ (۲۰۰۸)، ۵۶/۶۹ (۲۰۰۴) و ۵۱/۲۰ (۲۰۰۰) و ۴۹ (۱۹۹۶) بوده است. بالاترین میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مربوط به ۱۸۷۶ و ۷/۸۱ و از سال ۱۹۷۲ تاکنون هیچگاه میزان مشارکت از ۵۸ درصد بالاتر نبوده است.

دو. جز این، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، نه در کلام، بلکه در رفتار سیاسی نیز مجدانه از چهره جمهوریت نظام اسلامی، در مقابل فشارهای خردکننده، دفاع کرده و نمونه عینی و برجسته آن، دفاع از رای «مردم» در جریان اردوکشی خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ است. ایستادگی ایشان به رغمهمه ترکشها و زخمهایی که در جریان آن حوادث غمبار خوردند و به جان خریدند، امروز ثمر داده و آن ایستادگی ها ضامن «حماسه» امروز است. در خطبه تاریخی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ فرمودند: «بنده زير بار بدعتهاي غيرقانوني نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوب هاي قانوني شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتي ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتي بعضي برنده ‏اند، بعضي برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتي ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد». آن ایستادگی و این مصونیت بخشی به «انتخابات»، مردم را در لبیک به دعوت ایشان ترغیب کرده و می کند.

در تمام قرن بیستم، گروه های انقلابی چپ و احزاب مارکسیست، حسرتِ خیابان های مملوّ از جمعیت را داشتند: توده هایی ستمدیده برانگیخته با مشتهای گره کرده، و خلقی که از منافع خود گذشته و به نفع عمومی می اندیشند؛ و انقلاب اسلامی ایران ۱۳۵۷ ذیل امر دینی و تحت زعامت فقیه شیعه، این آرمان را در کامل ترین شکل اش محقق کرد. تصویری از صفهای طولانیِ مردمی که فعالانه برای تعیین سرنوشت و رقم زدنِ مقدرت سیاسی و اجتماعی شان، به طور مسالمت آمیز و ضمن احترام به یکدیگر پای صندوق های رای حاضر شده و از میان برنامه های مختلف مطرح شده برای زندگی سیاسی اجتماعی شان را در چندسال آینده، یکی را «انتخاب» می کنند، آرمان احزاب دموکراتیک است؛ و این مهم در بهترین شکل آن، امروز در لبیک به دعوت یک مجتهد شیعه در نظام اسلامی ایران محقق می شود. تاریخ رجوع حکومتها به آراء مردم در ایران، طولانی نیست و برخی نقاط عطف دارد.

از مشروطه که بگذریم، مرحوم دکتر مصدق در این تاریخ، جایگاه برجسته ای دارد و قاطبه روشنفکران و تجددخواهان، به طور واقعی یا غیرواقعی، او را به عنوان اسطوره دموکراسی خواهی در ایران ستایش می کنند. با اینهمه، دکتر مصدق انتخابات هفدهم مجلس شورای ملّی که خود برگزارکننده آن بود را پس از انتخاب هفتاد و نه نماینده، «متوقف» کرد.

در ایران امروز، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای، لنگر ثبات دموکراسی است. در جامعه ای که احزابِ ضامنِ دموکراسی جان نمی گیرند، به دور از هرگونه حبّ و بغضی، حتی هواداران متجدد دموکراسی هم باید پاسدار این جایگاه و زعامت باشند. در «مردم سالاری دینی»، «مردم» و نقشِ شان، تعریفی جدا و متفاوت از نظام های دموکراتیک دارد. فعل و قول ولی فقیه درباره مردم، برآمده ازهمین تعریف و جایگاه خاصّ است. تاکید بر نقش مردم و دفاع از حقّ و رای آنها، جزء ذاتی این منظومه است،هم چنان که ظرفیت های بالاتری وجود دارد که هنوز شرایط برای تحقق آنها میسر نشده است.

الف
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: