‍‍
کد خبر: ۱۹۹
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۶
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |

نقطه نیوز - جنگ هاي ايران و روس و شکست ايران از روسيه،سرآغاز جدي در طرح سؤالي عميق و پايا در ذهن ايراني گرديد. آن سؤال اين بود:«چرا ما عقب مانده ايم و آنها ترقي کرده اند؟» اين شکستها نقطه عزيمتي براي تغييرات جدي در ايران معاصر گرديد. در پاسخ به این سوال و ارائه نسخه شفابخش، دیدگاه های متعددی مطرح شد. در يک دسته بندي همه این دیدگاه ها را در دو دسته گفتمان «تجدد و تسلیم» و «تعالی  و مقاومت» جای داد. دسته بندي اي که هر دو گروه از انتساب آن به خود راضي هستند.

در ديدگاه تجدد و تسلیم، با یک نگاه خطی تنها راه توسعه منحصر در غربی شدن است و برای توسعه، چاره ای جز تشبه به غرب از فرق سر تا نوک پا وجود ندارد. افرادي نظير آخوندزاده، ميرزاآقاخان کرماني ، ملکم خان، تقي زاده، علي اکبر داور از اولين مدعيان اين دسته اند.

به عنوان نمونه، ميرزا ملکم خان ناظم الدوله (1326-1249)  پس از توصيف " خرابي هاي ايران" اعم از " پريشاني لشکر"، " گرسنگي نوکر" ، " تعدي حکام" ، " ذلّت رعيت"، " هرج و مرج دستگاه ديوان" که همه آنها از "آفتاب آشکارتر " است، راه علاج را مراجعه به علم غربي مي داند. ملکم خان معتقد است که ايران براي ترقي و پيشرفت خود بايد الگوي تمدن غرب را سرمشق خود قرار دهد و هيچ گونه دخل و تصرفي نيز در آن به وجود نياورد.

در نقطه مقابل گفتمان تعالی و مقاومت قرار داشت که معتقد بود نسخه پیشرفت می باید درون زا و برگرفته از قرآن و سنت و متناسب با شرایط می باشد و در این راه می باید ایستاد. در این زمینه می توان از علمایی چون مرحوم نائینی، شیخ فضل الله نوری، سيدعبدالحسین لاری، مدرس، امام خمینی(ره) نام برد. به عنوان نمونه شیخ فضل الله در يکي از نامه هاي خود به علماء بلاد در این خصوص می نویسد:
".... دين اسلام ... دنيا را به عدل و شوري گرفت آيا چه افتاده است که امروز بايد دستور عدل ما را از پاريس برسد و نسخه شوراي ما را از انگليس بيابد ... " 

سوال اصلی این است که نقطه عزیمت و شکل گیری دو گفتمان مذکور چیست؟ به عبارت دیگر چه دلایل محوری موجب می گردد تا جمعی ذیل گفتمان تجدد و جمع دیگر ذیل گفتمان تعالی قرار گیرند؟مرور تجربه تاریخ معاصر به وضوح نشان می دهد که دو پاسخ عمده در بیان چرایی اين وقوع اين دسته بنده ارائه نمود، البته دلايل فرعي ديگري از همين محورهاي اصلي بدست مي آيد:

1- باور به ظرفیت های خودی و یا احساس ناتواني و حقارت:
دو نقطه باور به توانمندی ظرفیت های داخلی اعم از نرم افزاری و سخت افزاری و در نتیجه اتخاذ رویکرد فعال در مواجهه با فرهنگ و تمدن غرب؛ عدم باور به این ظرفیت ها و احساس تحقیر در مقابل فرهنگ و تمدن غربی دو نقطه کانونی در شکل گیری گفتمان های تعالی و تجدد اند.علاوه بر سخنانی که به کرات از سوی روشنفکران غربزده مطرح شده است، سخنان سرلشگر رزم آرا که در جریان ملی شدن صنعت نفت در مجلس شانزدهم مطرح شد به وضوح دلالت بر این موضوع دارد. وی در این باره می گوید:
«ما لياقت" لولهنگ سازي" هم نداريم. 50 سال است كه آن را مي‌سازيم ولي ترقي نكرده‌ايم ما چطور مي‌توانيم خودمان صنعت نفتمان را اداره كنيم؟ اگر اين كارهاي عوام فريبانه ادامه پيدا كند من ناچار مي‌شوم كه مسجد شاه را توي سر كاشاني و مجلس را توي سر اقليت خراب كنم".

سید حسن تقی زاده تجویز می کرد که ایرانی باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شود و علی اکبرداور در یادداشت‌های روزانه خود با طرح این سوال خوار کننده  که «راه آدم کردن ایرانی چیست؟» بیان می دارد که این سوال «یک جواب دارد و بس: زور». تیمورتاش نیز بر «کوبیدن کله‌های مخالفین نیات مقدس قائد ملی[رضاخان]» با «مشت‌های متحد تجدد خواه» تأکید می‌کند.

لذا برخی از صاحب نظران که برای توصیف حکومت رضاشاه از اصطلاح «تجدد آمرانه» استفاده کرده‌اند، پیش‌ فرض اساسی این الگو را این نکته می دانند که توده مردم به واسطه جهل و نادانی، مصالح و منافع خود را  و شیوه‌ های رسیدن به آن را نمی‌ دانند، لذا ضروری است که نخبگان ترقی ‌خواه، آنان را در مسیر تجدد و پیشرفت هدایت کنند. و در این فرآیند هرجا که اهداف و برنامه ‌های ترقی خواهانه دولت و نخبگان سیاسی با خواست و اراده مردم مغایرت داشته باشد، کاربرد زور و اجبار برای پیشبرد این اهداف و برنامه ‌ها مشروعیت پیدا می‌‎کند.

در نقطه مقابل، نگاه به این بیان امام راحل(ره) به خوبی تفاوت دو گفتمان را نشان می دهد:
"ما از اروپائیان چنان وحشت کردیم که یکسره خود را باخته و علومی که خود در او تخصص داریم و اروپائیان تا هزار سال دیگر نیز به او نرسند به سستی تلقی می کنیم. کسی که منطق الشفاء و حکمه الاشراق و حکمت متعالیه صدرای شیرازی دارد، به منطق و حکمت اروپا چه احتیاج دارد"

ایشان در جای دیگری می فرمایند:
"عمده این است که ما باور کنیم که خودمان می توانیم. اول هر چیزی این باور است که ما می توانیم این کار را انجام بدهیم. وقتی این باور آمد، اراده می کنیم. وقتی این اراده در یک ملتی پیدا شد، همه به کار وا می ایستند، دنبال کار می روند. ... یک ملت وقتی یک چیزی را بخواهد، این خواهد شد. ... آن ممالکی که توانستند مثل ژاپن، ژاپن خوب اول چیزی نبود، کوشش کردند تا اینکه حالا با آمریکا مقابله می کند بسیار از چیزهای او در آمریکا به فروش می رسد. خوب یک امر نشدنی را شدنی کردند. یا هندوستان که الان پیش رفته است، برای این است که این فکر را در خودش پیش آورده است که ما نباید وابسته باشیم"

بر این اساس، گفتمان تجدد و تعالی از این نقطه محوری، حرکت خود را آغاز مي کنند.به عبارت دیگر اصل خودباوری و اعتماد به نفس و یا احساس حقارت خود را در طراحی مدل پیشنهادی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... نشان می دهد.

از منظر قرآن کریم نیز، سِرّ اطاعت مردم از طاغوتی چون فرعون در همین احساس حقارتی است که در آنها وجود داشت.خداوند متعال در قرآن کریم آنجا که داستان فرعون و تبعیت مردم از وی را بیان می دارد به همین حقیقت کلیدی اشاره داشته و در سوره زخرف آيه 54می فرماید:
«فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ »
پس او قوم خود را سبک مغز گردانيد در نتيجه اطاعتش کردند، مسلماً آنها مردمي نافرمان بودند.

حضرت رسول صلوات الله عليه و آله درباره بنی اسرائیل، به مذمت تقلید ناشی از احساس کم بینی و حقارت در مقابل بت پرستان می پردازد و نهیب می زند که:
«حَتَّي لَوْ دَخَلُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوه»
اگر آنها وارد سوراخ سوسماري شده باشند، شما نيز وارد خواهيد شد !

2- آزادگی و یا بندگی
دوگانه دومی که بیشترین تأثیر را در شکل دهی و پیگیری دو گفتمان تجدد و یا تعالی دارد، دوگانه آزادگی و یا بندگی است.نگاهی به تجربه تاریخ معاصر به وضوح نشان می دهد که عمده قائلین به گفتمان تجدد از درگیری با ابرقدرت ها و نظام های استبدادی واهمه داشته اند. از همین رو به تعبیر داستان "آ با کلاه آ بی کلاه" بالای ایوانی به کلی کنار ایستاده اند تا مبادا گردی بر قبای شاهانه شان بنشیند. در مقابل، تاریخ معاصر مشحون از ایستادگی و جانفشانی طرفداران گفتمان تعالي و مقاومت، در مقابل استبداد و استکبار است. بی شک از جمله علل این امر جز باور به حقانیت آنچه در نزد خود داشتند، می توان به روحیه آزادگی و شجاعت آنها در مقابل ترس و وادادگی طرف مقابل اشاره کرد.

خداوند متعال در قرآن کریم در سوره مبارکه احزاب دو صف بندی را به همین دو دلیل طرح می نماید. عده ای در مقابل کفار و مشرکین  از ترس قالب تهی می کنند و عده ای دیگر همین هجمه ها و صحنه ها را آزمایش الهی می دانند.

«إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا» احزاب 10
(به خاطر بیاورید) زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین (شهر) بر شما وارد شدند (و مدینه را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها از شدّت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا می‌بردید.

«وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا» احزاب 13
و (نیز) به خاطر آورید زمانی را که گروهی از آنها گفتند: «ای اهل یثرب (ای مردم مدینه)! اینجا جای توقف شما نیست؛ به خانه‌های خود بازگردید!» و گروهی از آنان از پیامبر اجازه بازگشت می‌خواستند و می‌گفتند: «خانه‌های ما بی‌ حفاظ است!»، در حالی که بی ‌حفاظ نبود؛ آنها فقط می‌خواستند (از جنگ) فرار کنند.

«وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا» احزاب 22
(امّا) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‌اند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.

 خداوند متعال در آیات بعدي آینده و سربلندی را از آن مومنان می داند که علی رغم سختی ها ، در راه حق صبوری می کنند.آنجا که در سوره مبارکه اعراف آيه 96 می فرماید:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ» اعراف 96

و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعا بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم
و نیز در سوره مبارکه  جن آيه 16 می فرماید:
«وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لأسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا »
و اين که اگر به آن روش پايدار بودند هر آينه از آب فراوان ايشان را سيراب مي کرديم

آری بندگی دنیا و دلبستگی به زخارف آن باعث می گردد که انسان از ترس از دست دادنها و یا به طمع به دست آوردنها ، پا روی حق بگذارد و در مقابل جبهه باطل سر تعظیم فرود آورد.

بر اساس آنچه به اجمال گفته شد ترکیب  باور به حقانیت و توانمندی داخلی و شجاعت و ایستادگی، گفتمان تعالی و مقاومت را موجب می گردد و احساس حقارت و طلب کردن آنچه خود داریم  از بیگانه و ترس از هیمنه پوشالی دشمنان، به گفتمان تجدد و سازش منجر می گردد.


فرزاد جهان بين/ استاد دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) قزوين


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: