‍‍
کد خبر: ۱۰۵۶
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۷ - ۲۰:۱۱
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
شاید هم در کرمان، سرزمین باهنر و رفسنجانی و مرعشی و سلیمانی و موحدی کرمانی و هزاران رجل سیاسی و کارآزموده، قحط الرجال شده که بالادستی‌ها یکی را نمی‌بینند تا ردای خلافت کرمان را به تنش کنند

نشریه الکترونیک نقطه - الف-میم/ دیر یا زود استاندار کرمانمنصوب می‌شود؛ استانداری که منصبش را سرپرست اداره می‌کند، اما اختیار بسیاری از کارهایش را ندارد و دود این ندانم کاری، اهمال، کوتاهی، زیاده‌خواهی و هر چه که نامش باشد، به چشم مردمی می‌رود که سالی از قول استاندار سابق‌سان گذشته و هنوز میدان آزادی‌شان گرفتار گرد و خاک و آسفالت و بتن است و استقلال‌شان نیمه‌کاره و جمهوری اسلامی‌شان زخم خورده‌‌ی ادوات راه‌سازی.

و زخم بزرگ‌تر، بر دل ساده‌ی مردمان کویر نشسته که یک روز یکی امیدوارشان می‌کند به پایان پروژه در تاریخی و روزی دیگر، ناامید می‌شوند، به واسطه‌ی کلامی دیگر. تجربه‌ نشان داده دلسوزی‌های بزرگان سیاسی در چنین مواقعی کارایی ندارد؛ نه انپدرخوانده‌ی خودخوانده‌ی لیبرال مسلک دلش برای کرمان سوخته که بیاید پادرمیانی کند و نه آنی که یک قطار لقب و لفظ قلمبه پس و پیش اسمش دارد. منافع‌شان که در کاری نباشد، مردم برای‌شان ارزشی ندارند؛ چرا که اگر داشت، یکی به قدر حمایت از فلان مسئول سیاست‌زده در مجلس وکلا صدایش را بالا می‌برد یا یکی برای انتصاب استاندار از جاری کردن اجباری کلمات بر زبانش فارغ می‌شد و داد استاندار نداشتن بزرگ‌ترین استان کشور را با هزار کار بر زمین مانده به آسمان می‌رساند.

شاید هم در کرمان، سرزمین باهنر و رفسنجانی و مرعشی و سلیمانی و موحدی کرمانی و هزاران رجل سیاسی و کارآزموده، قحط الرجال شده که بالادستی‌ها یکی را نمی‌بینند تا ردای خلافت کرمان را به تنش کنند.

مع‌الوصف، استاندار آینده بداند بسیاری از اینان که الآن بر مسند تولیت ده‌ها نهاد نشسته‌اند، نه دغدغه‌ای دارند و نه توانی؛ که اگر دغدغه‌ای می‌بود، همین سه ماه بی استانداری فرصت مناسبی بود برای یک گام که اینان بردارند برای رضایت خلق و اگر توانی داشتند، کار پیش از این انجام شده بود و حالا دل‌مان خوش نبود که یک پل بعد از هفت سال ساخته شده در این کلان‌شهرِ غریب.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: