‍‍
کد خبر: ۱۰۲۷
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۶
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
اسلام عرفانی همان «اسلام رحمانی» بدون «اسلام رحیمی» است
نشریه الکترونیک نقطه / ابراهیم فیاض - یکی از شاخص‌های معرفتی عرفان «معنامحوری» است. معنامحوری ضد لفظ است. چیزی که در حافظ و مولوی به وفور مشاهده می‌شود. وقتی معنا اصالت پیدا می‌کند، عدم تعین به وجود می‌آید، چراکه تعین با لفظ و نشانه‌شناسی شکل می‌گیرد. این تفکر وقتی در بعد اجتماعی وارد می‌شود منجر به آنارشیسم می‌شود. با این حساب حتی کفر هم جزیی از ایمان محسوب می‌شود. بعضی عرفا می‌گویند مشرکی که بت می‌پرستد، در واقع خدا را می‌پرستد اما خودش خبر ندارد. بازتولید اجتماعی این تفکر جواز اباحی‌گری در جامعه است زیرا گناهکار هم از آنجا که تحت جبر خداوند است، در حال تجلی خداست و به نوعی عبادت خدا را می‌کند. بنابراین هر وقت عرفان رواج پیدا کرده به اباحی‌گری و حتی همجنس‌گرایی منجر شده است. در تایلند و کشورهای شرق آسیا که مکتب عرفانی بودایی دارند، مفعول واقع شدن پسران به شدت رواج دارد.
 افلاطون در کتاب جمهور می‌گوید مرد از دامن زن به معراج نمی‌رود بلکه از دامن پسر به معراج می‌رود. هم سقراط و هم افلاطون که روش عرفانی دیالکتیکی داشته‌اند، با جوانان روابط جنسی برقرار می‌کردند. سقراط را به همین دلیل اعدام کردند. ارسطو ضد آن‌ها قیام کرد و ازدواج کرد. او کسی بود که زبان‌شناسی و منطق صوری را بنیان نهاد و به لفظ اصالت داد. علاوه بر این عرفان، یک جامعه «جدلی» و «دیالکتیک» به وجود می‌آورد. یعنی جامعه به دنبال حکمت و برهان نیست و چیزی را اثبات نمی‌کند، چون هیچ چیز تعین لفظی ندارد. حوزه علمیه امروز ما که امروز عرفان‌زده و ملاصدرازده است، همزمان «جدلی» هم هست. بر همین اساس است که حوزه علمیه ما هیچ تئوری‌ای نمی‌تواند تولید کند چون تبدیل به یک سازمان جدلی شده است. باید اشکال کنید که جواب بشنوید. هیچ چیز خلاقانه‌ای نمی‌توانند بنویسند. این حوزه، «شفاهی» است، مانند همان چیزی که در فلسفه با نام «فیلسوف شفاهی» می‌شناسیم. فردید که به فیلسوف شفاهی معروف است، روش‌اش دیالکتیک و مباحثه‌ای بود. بسیار بددهن هم بود و الفاظ رکیک بسیار استفاده می‌کرد.
بازتولید ادبیاتی عرفان، نزدیکی به «غزل» و دوری از قصه و رمان است. قرآنی که شعرا را آن طور می‌کوبد، دستور می‌دهد که قصه‌ها را دنبال کنیم: فَاقصُصِ القَصَص. شما در فردوسی که مبنایش خرد و حکمت است و قصه‌محور است این قبیل انحرافات را نمی‌بینید. فردوسی حکیم می‌گوید: «به نام خداوند جان آفرین / حکیم سخن در زبان آفرین.» سخن و لفظ برای فردوسی بسیار مهم است. فردوسی ضد زن نیست و زن را «همسر» مرد می‌خواهد. اسلام عرفانی همان «اسلام رحمانی» بدون «اسلام رحیمی» است. هند به همین دلیل پر از شرک و کفر است. موش و گاو و مار و آلت تناسلی می‌پرستند. اسلام رحمانی، عرفانِ بدون فقه است. اسلام رحیمی، سازوکار فقهی و عقلانی دارد. رحیمیت، رحمانیت را بر اساس تقوا و عمل صالح تخصیص می‌زند. مظهر تقوا در قواعد شرعی و فقه است. کسانی که اسلام رحمانی را ترویج می‌کنند، می‌خواهند که عقلانیت و فقاهت را از بین ببرند. همان عقلانیتی که جلوی اسلام داعشی را می‌گیرد.
جامعه مبتنی بر اسلام رحمانی بدون اسلام رحیمی، غیرعقلانی و در نتیجه غیراقتصادی می‌شود. چون مبنای اقتصاد عقلانیت است. جامعه‌ای که عقلانیت اقتصادی نداشته باشد فقیرپرور می‌شود و توزیع فقر می‌کند. ترویج اسلام رحمانی، به نفع دشمنان اسلام است، زیرا اسلام رحمانی، جامعه را
 غیر اقتصادی می‌کند. وقتی جامعه به لحاظ اقتصادی ضعیف شد، تسلط بر او ممکن‌تر می‌شود. اقتصاد عین اخلاق است. اساس اقتصاد میانه‌روی است. این میانه‌روی بر دو اصل اخلاقی استوار است؛ یکی عدم اسراف و دیگری عدم خسّت. معنای اعتدال همین است. فقاهت ما عین اعتدال است. لذا اقتصاد را در سیاست‌شناسی و فرهنگ‌شناسی بسیار در نظر می‌گیرد. در «مکاسب محرمه» موضوع سیاست‌گذاری فرهنگی را مطرح می‌کند. در «بیع»، بحث بیعت و ولایت فقیه را مطرح می‌کند؛ یعنی مبنا کاملاً اقتصادی است؛ اما اسلام عرفانی و رحمانی اشرافیت و فاصله طبقاتی را بازتولید می‌کند.
در بعد حکومتی بزرگترین مقوله عرفانی خود «شاه» است. شاه، سایه خدا و حتی خود خدا محسوب می‌شود؛ خدا، شاه، میهن. شاه مقوله‌ای عرفانی و شاهنشاهی است. عرفان شاهنشاهی هم بسیار رواج دارد. مثلاً خود سید نورالدین حسینی شیرازی از همین قبیل است. ما اگر بخواهیم در آینده پیشرفت داشته باشیم، باید از این اسلام رحمانی بدون رحیمی دوری کنیم و به حکمت برگردیم که هم معنا در آن اصل است و هم لفظ. علم «کلام» به معنای حقیقی‌اش که همان چارچوب مواجهه دین با جهان خارج است (هم در بعد معرفتی و هم در بعد ساختاری)، اگر با «فقه» ترکیب شود، حکمت به وجود می‌آید. علم کلام باید به نام نظام ارتباطی دین با تمام دانش‌ها و ساختارهای روز بشری (مخصوصاً علوم انسانی) بازتولید شود.

صبح نو
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: