‍‍
کد خبر: ۱۰۱۵
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۶
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
هر كس مردم را به خودش دعوت كند در حالي كه در بين آنها اعلم و برتر از او وجود دارد بدعت گذار و گمراه كننده است
نشریه الکترونیک نقطه - از آنجا که کم کم به فصل نام نویسی برای انتخابات شورای اسلامی شهر نزدیک می شویم، دیدیم بهترین هدیه ای که می توانیم به این دوستان بدهیم، مجموعه مطالبی‌ست که جسته و گریخته از فضای مجازی جمع آوری کرده ایم؛ امید مورد استفاده قرار گیرد:

الف) نامزدهای انتخابات بخوانند

کثرت نامزدهاي بالقوه شورای اسلامی شهر در این دوره جلب توجه مي‌کند. اميد است همه کساني که براي اين عرصه اعلام حضور کرده‌اند از سر تکيلف ديني و شرعي و بدون هيچ گونه شائبه قدرت‌طلبي و رياست طلبي دست به چنين کاري زده باشند. در عين حال شايسته است که برادران و خواهران متقاضی کاندیداتوری در شوراها نگاهي هم به برخي از معارف ديني در باب مسئولیت در اسلام و نظام اسلامی داشته باشیم.

1- انجام وظيفه در نظام اسلامي افتخار دارد

انجام تکليف و بر عهده گرفتن بار سنگين مسووليت در نظام اسلامي از بالاترين اعمال ديني و از جمله وظايفي است که خداي متعال براي کساني که چنين تواني دارند مشخص کرده است. اين وظيفه در عين سنگين و سهمگين بودن ثواب و نتايج خوبي نيز به دنبال دارد و البته کسي که از چنين وظيفه‌اي شانه خالي کند را نمي‌توان مدح کرد. در متون ديني در موارد متعددي از کساني که وظايف عمومي را برعهده مي‌گيرند و در راه اين کارهاي بزرگ زحمت مي‌کشند تقدير شده است. چنان که از حضرت مولي الموحدين علي عليه السلام منقول است که فرموده‌اند:

خَيْرُ النَّاسِ مَنْ تَحْمِلَ مَئُونَةَ النَّاسِ.( غررالحكم، ص 371، ح 8413)

بهترين مردم کسي است که سنگيني بار مردم را به دوش مي‌کشد

مشخص است که گاه برعهده گرفتن اين بار سنگين نيازمند پذيرفتن مسووليت‌ها و کارهايي است که در صورتي که شرايط آن موجود باشد و فرد صلاحيت لازم براي آن را داشته باشد پذيرفتن آن مسووليت نيز کاري خوب و شايسته است. چنان که از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند:

خَيْرُ النَّاسِ الْقُضاةُ بِالْحَقِّ.( مستدرك‏الوسائل، ج 17، ص 320)

بهترين مردم قضاوت کنندگان به حق هستند

2- قدرت و رياست در نظام اسلامي نيازمند صلاحيت است

در کنار مطالبي که در بالا ذکر شد بايد توجه داشت که مساله خدمت به مردم و مسووليت پذيري در نظام اسلامي تبديل به يک بهانه براي قدرت طلبي و هواپرستي نشود. در نظام اسلامي هر کسي صلاحيت هر مسووليت و پستي را ندارد و اگر کسي که صلاحيت کاري را ندارد خود را براي آن کار مطرح کند و آن قدرت را بطلبد در واقع در جهت هلاکت خويش قدم برداشته است. چنان که به امام رضا عليه السلام منسوب است که حضرت فرموده باشند:

مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ لِنَفْسِهِ هَلَكَ فَإِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص:384)

هر کس براي خود رياست را بطلبد هلاک شده است چرا که رياست جز براي کساني که صلاحيت آن را دارند مجاز نيست.

بر اين اساس ادعاي خدمتگذاري و تلاش براي بر دوش گرفتن سنگيني بار مردم کافي نيست و انسان بايد شايستگي و صلاحيت لازم براي چنين کارهاي بزرگي را نيز داشته باشد. البته ما بر اساس حسن نيت اولا چنين فرض مي‌کنيم که همه برادران مومني که خود را براي انتخابات و پست‌هايي از اين دست مطرح کرده‌اند واقعا براي رضاي خدا چنين کاري را کرده‌اند و قصد و منظور قدرت‌طلبي و هواي نفس ندارند. اما شايسته است که اين برادران نيز توجهي به اين معارف ديني داشته باشند. از سوي ديگر اگر خلاف اين امر مشخص شد و معلوم شد که کسي قدرت طلبي دارد و يا صلاحيت لازم را ندارد و باز هم براي قدرت حرص مي‌زند آنگاه مي‌توان او را مصداق چنين احاديثي دانست.

3- قدرت در نگاه ديني اصل نيست، وسيله است

نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که قدرت در نگاه ديني اصل و هدف نيست و بلکه وسيله‌اي در جهت تحقق اهداف ديني و احقاق حقوق است. چنان که در بخش پاياني خطبه معروف به شقشقيه (خطبه سوم نهج البلاغه) از مولي الموحدين چنين نقل شده است که:

اءَما وَ الَّذِى فَلَقَ الحَبَّهَ، وَ بَرَاءَ النَّسَمَهَ لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ، وَ ما اءَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اءَنْ لا يُقارُّوا عَلى كِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ لاْلَقْيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبها وَ لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَاءْسِ اءوَّلِها، وَ لالْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هذِهِ اءَزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.

بدانيد، سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، كه اگر انبوه آن جماعت نمى بود، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمى كرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمكاران و گرسنگى ستمكشان خاموشى نگزينند، افسارش را بر گردنش مى افكندم و رهايش مى كردم و در پايان با آن همان مى كردم كه در آغاز كرده بودم . و مى ديديد كه دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم كم ارج تر است .

پس هدف از حکومت چنان که در بيان حضرت آمده است مقابله با ظلم و جلوگيري از شکم­بارگي ظالمان و گرسنگي مظلومان است و اگراين طور نبود (یعنی اهداف دیگری در ذهن باشد) حکومت و قدرت در نظر امام مسلمين و سيد الوصيين از آب بيني بز نيز کم ارزش‌تر است.

در مورد ديگري حضرت امير المومنين عليه السلام در باب ارزش حکومت و قدرت وقتي که ابزاري براي احقاق حق نباشد آن را با لنگه کفشي پاره و بي ارزش مقايسه مي‌کند و باز هم براي يک لنگه کفش پاره ارزش بيشتري قائل است. چنان که ابن عباس در خطبه 33 نهج البلاغه از آن حضرت چنين نقل مي‌کند:

(ومن خطبة له عليه السلام عند خروجه لقتال أهل البصرة ، وفيها حكمة مبعث الرسل، ثم يذكر فضله ويذم الخارجين) قال عبد الله بن عباس رضي الله عنه: دخلت على أَمير المؤمنين عليه السلام بذي قار وهو يخصِف نعله، فقال لي: ما قيمة هذا النعل؟ فقلت: لا قيمةَ لها! فقال عليه السلام: والله لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ، إِلاَّ أَنْ أُقِيمَ حَقَّاً، أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلاً.

ابن عباس گويد در هنگامه پيش از جنگ جمل در منطقه ذي‌قار داخل خيمه حضرت شدم در حالي که حضرت کشف پاره‌اي را وصله مي‌زدند. پس حضرت از من پرسيد: اين کفش چقدر مي‌ارزد؟ جواب دادم: هيچ. پس حضرت فرمود: به خدا قسم اين کفش از حکومت بر شما براي من ارزشمندتر است، مگر آنکه به واسطه حکومت حقي را اقامه کنم يا باطلي را دفع نمايم.

4- اطرافيان رياست طلبان نيز در معرض هلاك هستند

علاوه بر اين كه انساني كه خودش رياست طلب است در معرض هلاكت و از دين خارج شدن قرار دارد، اطرافيان او نيز در معرض چنين امري هستند. از اين رو اگر انساني رياست طلبي مي‌كند بايد از او دوري جست و جزو اطرافيان او قرار نگرفت و خود را از خطر او بري كرد. چرا كه اين انسان‌هاي گرگ صفت هم براي خود خطرناكند و هم براي اطرافيانشان. از اين روست كه امام صادق عليه السلام نسبت به اين امر تذكر مي‌دهند و هشدار مي‌دهند كه مبادا از اطرافيان انسان‌هاي قدرت طلب باشيد كه اين ها هم خود را هلاك مي‌كند و هم اطرافيانشان را:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ إِيَّاكُمْ وَ هَؤُلَاءِ الرُّؤَسَاءَ الَّذِينَ يَتَرَأَّسُونَ فَوَ اللَّهِ مَا خَفَقَتِ النِّعَالُ خَلْفَ رَجُلٍ إِلَّا هَلَكَ وَ أَهْلَكَ‏ (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 298)

ابن مسكان بيان مي‌دارد كه از امام صادق عليه السلام شنيدم كه حضرت فرمود: بپرهيزيد از اين روساي رياست‌طلب؛ چرا كه به خدا قسم فردي (از اينان) پيروان و اطرافياني پيدا نمي‌كند مگر آن كه هم خود را هلاك مي‌سازد و هم ديگران را هلاك مي‌كند.

5- قدرت طلبي و رياست طلبي انسان را جهنمي مي‌کند

چنان که در روايات سابق الذکر نيز اشاره شد قدرت طلبي و رياست طلبي عامل هلاکت انسان و وارد شدن او در جهنم است. مساله فقط اين نيست که قدرت در نگاه اسلامي اصل و هدف نيست؛ بلکه بسيار بالاتر از آن را بايد گفت. اگر کسي شايستگي ندارد و يا قدرت را در جهت حق به کار نمي‌گيرد قدرت طلبي او را به جهنم خواهد برد و براي او خطر نيز دارد. روايات در باب خطر قدرت طلبي و حب رياست و حب مقام و حب جاه و تلاش براي رسيدن به قدرت بسيار فراوان است و ما در ادامه فقط به برخي از آنها به عنوان نمونه اشاره مي‌کنيم و اميدواريم که خداي متعال همه ما را از چنين بلاي عظيمي نجات دهد و جامعه ما را از چنين خطر بزرگي بر کنار دارد. از امام رضا عليه السلام در اين باره روايت شده است كه:

مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ لِيُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يَصْرِفَ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ لِيُرَئِّسُوهُ وَ يُعَظِّمُوهُ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ ـ إِيَّاكَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تُورِثُ الشَّكَّ وَ تُحْبِطُ الْعَمَلَ وَ تُرْدِي بِصَاحِبِهَا وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِشَيْ‏ءٍ لَا يُغْفَرُ لَهُ. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 384)

هر كس علم را بياموزد تا به واسطه آن ميان جاهلان خودنمايي كند و يا به عالمان مباهات نمايد و يا مردم را به خود متوجه سازد تا به رياست برسد و او را بزرگ دارند، جايگاه خود را در آتش فراهم كرده است ـ بپرهيز از آنكه خصومت ورزي چرا كه باعث ايجاد ترديد مي‌شود و اعمال نيك انسان را باطل مي‌سازد و كسي كه چنين كند خويش را بي ارزش ساخته است و ممكن است كه در خصومت به كاري دست زند كه هرگز بخشوده نشود.

به همين مضمون از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 47)

هر كس علم را بياموزد تا به واسطه آن به عالمان مباهات نمايد و يا ميان جاهلان خودنمايي كند و يا مردم را به خود متوجه سازد، جايگاه خود را در آتش فراهم كرده است، چرا كه رياست فقط براي كساني كه صلاحيت دارند مجاز است.

همچنين در كتاب شريف كافي در اين باره روايت شده است كه:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ الرِّئَاسَةَ هَلَكَ (الكافي، ج‏2، ص: 298)

هر كس قدرت طلبي كند هلاك مي‌شود.

و نيز روايت شده است كه:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ ابْنِ مَيَّاحٍ‏ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ مَنْ أَرَادَ الرِّئَاسَةَ هَلَكَ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 299)

هر كس قدرت طلبي كند هلاك مي‌شود.

6- رياست فقط براي اصلح جايز است

نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه رياست فقط براي اصلح جايز است و جايز نيست انسان با فرد اصلح در رياست و رسيدن به قدرت رقابت كند. البته در اين جا اصلح واقعي مورد نظر است نه اين كه افرادي با تبليغات و شعار خود را اصلح معرفي كنند و بعد مدعي آن شوند كه كار ديگران جايز نيست و بايد به نفع ما كنار بروند. در هر صورت اين نكته را بايد مورد توجه قرار داد كه اگر اصلح بودن ديگري مشخص شد ديگر جايز نيست كه انسان با او رقابت كند و خود را در معرض قدرت طلبي و رياست جويي قرار دهد. از امام رضا عليه السلام در اين باره چنين نقل شده است كه مي‌فرمايند:

مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضَالٌّ. (الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 384)

هر كس مردم را به خودش دعوت كند در حالي كه در بين آنها اعلم و برتر از او وجود دارد بدعت گذار و گمراه كننده است.

7- حب رياست و حب قدرت خود باعث گمراهي است

نكته ديگر اين است كه نه تنها قدرت طلبي و تلاش براي رياست در انساني كه شايستگي ندارد باعث سقوط و ورود به جهنم است، خود حب رياست و حب قدرت نيز عامل خطرناك و هلاك كننده‌اي است. انسان مسلمان و مومن بايد تلاش كند كه نه تنها قدرت را صرفا ابزاري براي خدمت بداند بلكه حب و محبت آن را نيز از دل خارج نمايد. البته بايد گفت كه مساله به اين سادگي نيست و نمي‌شود با صرف يك تذكر چنين بيماري خطرناكي را دفع كرد و چنين خطر بزرگي را از خود دور نمود. در همين رابطه از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه از پيامبر اكرم نقل فرمودند:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)‏ إِنَّ أَوَّلَ مَا عُصِيَ اللَّهُ بِهِ سِتٌّ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ. (المحاسن، ج‏1، ص: 295)

اولين چيزي كه باعث شد خداي متعال را عصيان كنند محبت دنيا و محبت رياست و محبت طعام و حب زنان و حب خواب و حب راحتي بود.

رياست طلبي و حب رياست به حدي خطرناك است كه كسي كه واجد اين خصوصيت نامناسب اخلاقي باشد در معرض هلاكت قرار داد و به راحتي دين خود را از دست مي‌دهد چنان كه از امام معصوم عليه السلام نقل شده است كه در باب كسي كه رياست را دوست داشت فرمود:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع‏ أَنَّهُ ذَكَرَ رَجُلًا فَقَالَ إِنَّهُ يُحِبُّ الرِّئَاسَةَ فَقَالَ مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ‏ «2» فِي غَنَمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِي دِينِ الْمُسْلِمِ مِنَ الرِّئَاسَةِ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 298)

در نزد امام كاظم عليه السلام نام كسي را ذكر كردند و گفته شد كه او رياست را دوست مي‌دارد. پس امام عليه السلام فرمود: دو گرگ درنده در گله گوسفندي كه چوپان رهايش كرده است آن قدر ضرر ايجاد نمي‌كنند كه رياست در دين مسلمان ضرر ايجاد مي‌كند.

بر همين اساس است كه انسان‌هاي رياست طلب و محب قدرت در لسان اولياء دين لعن شده‌اند چنان كه نقل شده است:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)‏ مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِهَا مَلْعُونٌ مَنْ حَدَّثَ بِهَا نَفْسَهُ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 298)

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس رياست طلبي كند و يا براي آن تلاش نمايد و يا در ذهن خود حديث نفس رياست طلبي داشته باشد ملعون است.

امام خمینی (ره): من یک کلمه به آقای بنی صدر تذکر میدهم، که آن یک کلمه تذکر برای همه است:

حبُّ الدنیا رأسُ کلِّ خطیئة

ب) پاسخ آيت‌الله بهاءالديني به كسي كه براي انتخابات احساس تكليف كرده‌ بود:

آيت الله قرهي با بيان خاطرهاي از مرحوم بهاءالديني عنوان ميكند:

آیت‌الله روح‌الله قرهی از اساتيد حوزه و دانشگاه و از معلمان اخلاق تهران در آخرين جلسه اخلاق خود به موضوع «شر» پرداخت که در خلال آن خاطره‌اي خواندني از مرحوم آيت الله العظمي بهاءالديني نقل كرد، خاطره‌اي كه اين روزها شايد بيشتر به كار آيد. آيت الله قرهي اين جانباز 70 درصد دفاع مقدس، كه علاوه بر دروس حوزوي و دريافت اجازه اجتهاد از آيت‌الله مرعشي نجفي، مدرك دكتراي فلسفه غرب را از دانشگاه هامبورگ دريافت كرده است، در بيان خاطره خود آورده است:

«محضر آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی بودیم. موقع استراحت ایشان بود امّا یکی از آقایان - که روحانی بود -اصرار داشت که می‌خواهم ایشان را ببینم و کسب تکلیف کنم. ایشان فرمودند: بیا، آمدند، فرمودند: حرفتان را بگویید. آن شخص گفت: جلوی این دو نفر بگویم؟ آقا فرمودند: بله، جلوی همین‌ها بیان کنید. گفت: می‌خواهم برای مجلس، کاندیدا شوم. آقا فرمودند: اگر احساس می‌کنی بهتر از دیگران هستی و می‌توانی کار کنی، نرو!

آن شخص تعجّب کرد. ما هم تعجّب کردیم؛ چون معمولش این است که می‌گویند: اگر احساس کردی در کار کردن بهتر از دیگران هستی و احساس تکلیف می‌کنی؛ جلو برو امّا ایشان فرمودند: اگر احساس می‌کنی که بهتر از دیگران هستی، جلو نرو!

گفت: آقا! چرا؟ آقا فرمودند: برای اینکه اگر گفتی: چون من بهتر می‌فهمم و بهتر متوجّه می‌شوم؛ پس باید خودم را در معرض رأی قرار بدهم؛ این، یعنی خودبزرگ‌بینی و خودبینی و بدان اگر در این حال، وارد شوی، دیگر نه تنها اثر مثبت برای تو ندارد، بلکه بر عجب و خودبینی و تکبّرت افزوده می‌شود

- تعبیر خیلی عجیبی بود که ایشان بیان کردند - جرأت کردیم، عرضه داشتیم: آقا! پس چه کسانی باید وارد شوند؟

فرمودند: اگر به من باشد می‌گویم آن عدّه که علمای ربّانی به آن‌ها تکلیف کنند و خودشان برای خودشان احساس تکلیف نکنند. چون وقتی احساس تکلیف کردند، یعنی احساس کردند خودشان نسبت به دیگران برترند و همین احساس برتری نسبت به دیگران، خودبینی است که این همان «شرّ اعظم» است - تعبیر شرّ اعظم برای خودبینی را ایشان بیان فرمودند -.

اگر کسی فکر کند من بهتر می‌فهمم، من بهتر متوجّه می‌شوم، من بهتر از دیگرانم و ...؛ این یعنی در بستر اخلاق رشد نکرده است. لذا آن موقع است که دیگر همه شرارت‌ها آرام آرام، - به تعبیر امروزی‌ها- به صورت جنگ نرم، در وجودش ورود پیدا می‌کند؛ همان چیزی که قرآن به عنوان وسواس بیان می‌کند «وسواس الخنّاس»، همان چیزی که «همزات الشّیاطین» بیان می‌شود، آن همزاتی که این‌قدر نرم و بی‌صدا است و چنان آرام نفوذ پیدا می‌کند که یک‌دفعه می‌بیند همه شرارت‌ها در وجودش قرار گرفته؛ چون خودخواه و خودبین بوده است. لذا اولیاء خدا می‌گویند: باید از شرّ اعظم (خودبینی) بیرون رفت.

ج) حدیث عجیبی از امام رضا(ع)

امام رضا(علیه آلاف التحیه و السلام) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌(سلام الله علیه) نقل می‌فرمایند: اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضۀ گناه کردن نداشته باشد.

بعد می‌فرماید: اگر کسی عرضۀ گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن است گناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد، اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد، اما حرام نمی‌خورد.

سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟

حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌ مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند. حدیث عجیبی است. امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.» بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.( وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)

با آرزوی عمل به وظیفه شرعی و توفیق الهی برای شما عزیزان.

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=156074

http://rajanews.com/detail.asp?id=157485

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=156754


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: