‍‍
کد خبر: ۱۰۰۲
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۰۷:۵۱
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
نه تنها اینکه «یتیم خانه ایران» را باید دید، بلکه «یتیم خانه ایران» را باید چند بار دید تا ظلمی را که به ملت ایران در سایه بی کفایتی افرادی که در آن سال‌ها جز به تاج و تخت خود نمی‌اندیشیدند رفته، با گوشت و استخوان لمس کرد.
نشریه الکترونیک نقطه / رها بوذری - اکران فیلم فاخر «یتیم خانه ایران» بالاخره پنج شنبه در کرمان آغاز شد البته پس از گذشت 65 روز از شروع اکران آن در تهران.

«یتیم خانه ایران» روایت یک مقطع مهم از تاریخ ماست که گوش ما را نسبت به آن بسته نگه داشته‌اند؛ روایتی از جنایت و خیانت دو دشمن خطرناک ایران: استکبارگران خارجی و روشنفکران داخلی. روایتی از نسل کشی ایرانیان، روایتی از یک هولوکاست واقعی ایرانی. روایت سال‌های 1296 تا 1298 هجری شمسی (1917 تا 1919 میلادی) که مصادف با دوران احمدشاه آخرین پادشاه سلسله قاجار است.

در اسناد وزارت خارجه امریکا آمده است؛ در اثر قحطی 100 سال پیش در ایران، نیمی از جمعیت این کشور کشته شدند. بر اساس این اسناد، تلفات ایران در سال‌های قحطی 8 تا 10 میلیون نفر از جمعیت یک کشور 20 میلیونی بوده است یعنی چیزی بیش از 50 درصد جمعیت کشورمان. دلایل بروز این قحطی و نسل کشی در ایران، ورود قوای نظامی انگلیسی به ایران و خرید ذخائر غلّه ایران توسط قشون انگلیسی و تحریم فروش غلّه و نیز ممانعت از واردات غلّه به ایران، سوزاندن انبارهای غلّه ایران توسط انگلیسی‌ها گزارش شده است.

نسل کشی و متلاشی کردن جمعیت ایران توسط انگلیسی‌ها با هدف حفظ سلطه و کنترل هر چه بیشتر انگلیس بر کشورمان صورت گرفت. جالب اینکه روشنفکرانی که برای ورود نیروهای اسلام به ایران مجالس سوگواری برپا می‌کردند، نه ماتمی ‌گرفتند و نه اشکی ریختند چون عامل این جنایات انگلیس بود؛ و دردناک‌تر آنکه این نسل‌کشی را از صفحات تاریخ نیز پاک کردند؛ و به خاطر همین قحطی، وبا و خشکسالی بود که مردم قانع شدند یک آدم بی سواد (رضاخان) شاه ایران شود و صدایی از کسی هم در نیامد.

کاش مدارس شهر ما یک زنگ از کلاس‌های درس تاریخشان را در سینماها برگزار میکردند تا نوجوانان و جوانان ما با دیدن فیلم «یتیم خانه ایران» به شجاعت و دلاورمردی انسان‌های آزاده ای مثل سالار خان و سایر یاران میرزا کوچک خان جنگلی افتخار و از دولت خبیث انگلیس و مزدوران داخلی‌اش نفرت پیدا کنند. تا نوجوانان و جوانان ما بدانند که «ایران» دیگر «یتیم خانه» نیست؛ چرا که «یتیم خانه ایران» جایی است که مردمانش پدر ندارند و اگر میر و علمدار می‌داشتند، جلو می‌افتاد تا ملت در کثافت خود نمیرند و اینکه ایران امروز «علمدار» دارد و مردم ایران دیگر زیر بار ستم اجنبی و خائن و وطن فروش نمی‌روند.

نه تنها اینکه «یتیم خانه ایران» را باید دید، بلکه «یتیم خانه ایران» را باید چند بار دید تا ظلمی را که به ملت ایران در سایه بی کفایتی افرادی که در آن سال‌ها جز به تاج و تخت خود نمی‌اندیشیدند رفته، با گوشت و استخوان لمس کرد.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: