کد خبر: ۱۰۵۳
تاریخ انتشار:۳۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۱۸
کوتاه با اصولگرایان/ بس است دیگر
حرکت کند برای تحول در ساختار سیاسی این تشکل باعث خواهد شد در آستانه‌ی اتفاقات و رویدادهای بزرگ و موثر نتوانند تصمیم سازی کنند...
نشریه الکترونیک نقطه اوج / نگارنده به شخصه قائلم که نقد باید بی پرده و صریح باشد. نقدهایی که ابتدایش با تعریف و تمجید همراه است و انتهایش به چند ایراد جزئی منتهی می‌شود، فرمایشی است و بیش از آن‌که نقد شونده را بفریبد و از داخل تهی‌اش کند، منتقد را عادت می‌دهد به دروغ و نفاق.
دیگر این‌که با هیچ حزب و جناحی ارتباط تشکیلاتی ندارم که قرار باشد از نقد جریانی که فکرم به ان نزدیک است، ابایی داشته باشم یا از نقد دیگری به خود بلرزم.
این را می‌‌نویسم تا تکلیفی که به ذهنم می‌رسد، انجام شده باشدو می نویسم که فردا روزی وجدانم درد نگیرد از نگفتنش در این زمان.
حدیث داریم که علم را حتی اگر در چین باشد بیاموزیم. مخاطبش هم همه‌ی مسلمانان هستند. بیش از آن، مخاطب این حدیث هر عاقلی است که آن را شنیده. سوال این‌که چه می‌شود از رقیب سیاسی‌مان درس بگیریم؟ روی صحبتم با دوستانم در تشکیلات موسوم به اصولگرایی است. بزرگان و بزرگوارانی که سال‌هاست بر مسند نام‌دار تشکیلات! اصولگرایی تکیه زده‌اند و به قدر فهم من، جای‌شان گرم شده و قصد ندارند مسند مذکور را رها کنند.
شاید نقش مشاوره و ریش سفیدی در این تشکیلات تعریف نشده شاید به جز نزدیکان خود کسی را لایق فعالیت و حتی قرار گرفتن در زیر این چتر نمی‌بینند. هر چه هست، در همین کرمان خودمان، تشکل اصلاح‌طلبان توانسته به خوبی جوان‌ها را پر و بال بدهد. جوان‌های زیادی در این جریان در مسند امور اجرایی و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی قرار گرفته‌اند و بزرگان جریان اصلاحات فهمید‌ه‌اند که باید مشاور باشند و بزرگ‌تر، تا صدرنشین و رئیس.
حرکت کند برای تحول در ساختار سیاسی این تشکل باعث خواهد شد در آستانه‌ی اتفاقات و رویدادهای بزرگ و موثر نتوانند تصمیم سازی کنند و حتی اگر تصمیمی از جلسات‌شان بیرون آمد، به واسطه‌ی کمرنگ بودن حضور و نقش نیروهای جوان و توانمند، تصمیم هیچ‌گاه در حد کمال عملی نشود و...
دست‌آخر هم نتیجه آن می‌شود که بسیاری از موقعیت‌هایی که می‌توانست در اختیار این گروه باشد، از دست می رود. انتخابات، یکی از نمونه‌های این موقعیت‌هاست.
نکته‌ی دیگری که باید مد نظر داشت، ایجاد پایگاه مردمی جریان مذکور است که سال‌هاست تضعیف شده و اگر نبود همسویی برخی! شعارهای این جریان با شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی و امامین انقلاب، اکنون حتی اثری از جریان موصوف در اوهام مردم هم نمی‌بود. جریانی که خود را نوسازی نکند و از بدنه‌ی مردم و جوانان همین شهرو استان برای خود کادر سازی ننماید، بی شک از انجام کار موثر و مانا ناتوان خواهد بود دیر نخواهد بود که اثری از آن در هیچ کتابی نیز نماند.
این یادداشت را به عنوان نقد درون گفتمانی و از دیدگاه یک نفر که خارج از گود نشسته می‌‌نویسم و مطمئنم جوان‌های انقلابی به مراتب موثرتر، فهیم‌تر، کوشاتر و با استعدادتر از نسل‌های پیشین خود هستند و بصیرت‌شان شهره‌ی تاریخ این مملکت خواهد شد.
والامر الیکم